قسام جن در لسان مردم عرب
[ویرایش]جنّ را به گونههای دیگر نیز تقسیم کرده بودند: جنّ اگر کافر و فاسد بود، شیطان؛ چون به آسمان بر میآمد که استراق سمع کند، مارِد؛ اگر از این هم بیشتر فساد میکرد، عِفریت و چون ازین درجه فساد هم میگذشت، عَبْقَری نامیده میشد. [۴] [۵] [۶] [۷]
به روایت جاحظ (متوفی ح ۲۵۵) [۸] هر نوع جنّ، چه مذکر چه مؤنث، که به صورتهای گوناگون بر مسافران ظاهر میشد، غول بود [۹] [۱۰] و سِعلاه نامی بود که فقط بر جنّهای مؤنث اطلاق میشد. [۱۱]
به جنّ معمولی، اگر در میان مردم زندگی میکرد و آزاری به کسی نمیرساند، عامر (جمع آن: عُمّار) میگفتند؛ اگر به کودکان آزار میرساند، آن را ارواح مینامیدند [۱۲] و اگر طاهر و خوب بود، آن را مَلَک میخواندند. [۱۳]
به جنّی که بدنش مانند نصف بدن انسان بود (یک چشم و یک پا داشت) و بسیار به مسافران صدمه میزد و گاهی ایشان را هلاک میکرد، شِقّ میگفتند. [۱۴]
طوسی [۱۵] قسمی جنّ را در هند معرفی کرده که از سر تا کمر، بهصورت انسان بوده و از کمر به پایین، بهشکل حیوانات است.
تقسیم دیگر جن در منابع فارسی و عربی
[ویرایش]قسم دیگر جنّ، که در منابع فارسی و عربی ذکر شده است، نسناس نام دارد که مانند شقّ یک چشم و یک پا بیشتر نداشته و با ایجاد آتشسوزی در خانهها، آزار میرسانده است.
جنّ دیگری بهنام غَدّار، به اعمال جنسی علاقه داشته و گاه به خواسته خلاف خود میرسیده است [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹]
جنّیان، بهصورتهای گوناگون، در متون عربی و فارسی و نیز فرهنگ عامه ایرانیان وصف شدهاند.
از رسول اکرم روایت شده است که جنّیان سه قسماند: آنهایی که بال دارند و پرواز میکنند، [۲۰] آنهایی که شبیه مار و سگاند و آنهایی که در سفرند و به جاهای گوناگون میروند. [۲۱] [۲۲]
روایت از قول ابنعباس
[ویرایش]از قول ابنعباس (متوفی ۶۸) روایت کردهاند که سگِ سیاه، جنّ است و سگِ خالدار، حنّ. [۲۳]
در روایتی دیگر، منسوب به رسول اکرم، سگ سیاهی که بالای چشمهایش دو لکه باشد (سگهایی که زردشتیان ایران آنها را سگ چارچشم مینامیدند)، شیطان خوانده شده است. [۲۴]
No comments:
Post a Comment